ماه محرم و سیاه پوشیدن امیر مهدی
سلام پسرم قند عسلم جمعه شدی
ماه تموم
قربونت بشم لباس نو تنت کردیم چون لباس قبلیا برات تنگ شده بود این لباسارو خاله زهره رفته بود مشهد برات آورده بود مبارکت باشه عزیزم
پسر عزیزم دیروز اول محرم بود همه شهر پرچم های سبز و سیاه زدن و مردم سیاه پوش شدن مامان بزرگت زحمت کشیده برات پیرهن مشکی گرفته و زن دایی بابایی هم برا روزی که میبریمت همایش شیرخواران حضرت علی اصغر

با لباس مشکی ازت عکس گرفتم ایشاله اون روز هم که میریم مراسم عزاداری حضرت علی اصغر ازت عکس میگیرم میزارم تو وبلاگت
راستی پسری یه خبر خوب اینکه قراره صاحب یه پسر خاله یا شایدم دختر خاله دیگه بشی خاله لیلی بارداره بعد از دنیا اومدنت کلی از فامیلای من و شوهری بار دار شدن خیلیاشون گفتن از پا قدم شماست و قول دادن برات کادو بگیرن ایشاله همه کسایی که آرزوی بچه دار شدن دارن صاحب بچه بشن راستش مامانی وقتی هنوز چهلمین روز دنیا اومدن نگذشته بود من اکثر کسایی که الان بار دارن رو تو خواب دیدم و وقتی خوابمو برا مامانی تعریف میکردم میگفت صاحب بچه میشن یکیشون هم خاله لیلی بود که براش خواب دیدم
البته خاله لیلی عسل خانم رو داره 




ماه محرم و سیاه پوشیدن امیر مهدی 





